![]() |
![]() |
|
|
نمیدونم چرا این روزها این شعر رو زیاد تکرار میکنم
باورم خاکستری صفه های دفترم خاکستری پیش از اینها حال دیگر داشتم آنچه می گفتند باور داشتم باز هم بحث عقیل و مرتضی است آهن تفدیده مولا کجاست؟ نه فقط حرفی ازآهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است دستها را باز در شبهای سرد ها کنید ای کودکان دوره گرد مژدگانی ای خیابان خوابها می رسد ته مانده بشقابها بر صفوف ایستاده بر نماز ابن ملجم ها فراوانند باز سر به لاک خویش بردید ای دریغ نان به نرخ روز خوردید ای دریغ
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 15:3 توسط الهه سامانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
امینه عاشقانه ها بهار گلنار دائی قدرت ممل پاتر سید پری ارسطو حاج حجت hamed mahdi مزدور سعید |
|
RSS
|