![]() |
![]() |
|
|
یه دست که میشه یه مشک ، یه مشک که میشه حسرت یه خیمه ، خیمه ای که خاک میشه تو چشم یه عده بچه . بچه هائی که اشک میشن تو خواب یه آب ، آبی که خون میشه توی سراب . مردی که میاد آب ببره چشمشو میده با دستاش ، ماه حالا دیگه کامل میشه ، کمر خورشید خم میشه . دل زینب که بشکنه ، همه جا کربلا میشه . |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 15:20 توسط الهه سامانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
امینه عاشقانه ها بهار گلنار دائی قدرت ممل پاتر سید پری ارسطو حاج حجت hamed mahdi مزدور سعید |
|
RSS
|