![]() |
![]() |
|
|
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.
ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است. کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟ جواب داد: برای اسارت آدمیزاد. طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ، طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند. سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت: اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند. مرد گفت طناب من کدام است ؟ ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو را به حساب دیگران می گذارم ... مرد قبول کرد . ابلیس خنده کنان گفت : عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 9:48 توسط الهه سامانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
|
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
امینه عاشقانه ها بهار گلنار دائی قدرت ممل پاتر سید پری ارسطو حاج حجت hamed mahdi مزدور سعید نوای سیاوش |
|
RSS
|